و اسم گروهشان را به خاطر اینکه هخامنش یکی از حکومت های اصیل و قدرتمند ایران بوده است به این نام (هخامنش) نهاده اند.
نام اولین اهنگی که این گروه در عرصه ی رپ وارد رپ فارس کرد مادر میباشد که خیلی خیلی زیبا و دلنشین است . و باعث افتخار رپ فارس شده اند . با اینکه این اهنگ اولین اهنگ انهاست ولی بسیار زیباتر از خیلی از اهنگ های رپی است که بزرگترین رپرای ایران خوانده اند.
اهنگ مادر را به همراهی ممتد و داوود (خلیج فارس) خواندند و اهنگ دوم این گروه (هخامنش) دیس لاو هست که تا چند روز اینده پخش خواهد شد.
اهنگ مادر این گروه در سایت یاشار (رپ صفر هشت دات کام) است که بسیار زیباست. این هم لینک اهنگشون http://www.rap08.com/modules.php?name=News&file=article&sid=776
کلیک کنید و اهنگ را دانلود کنید اگه این اهنگو نشنوین ضرر کردین.
برای این گروه ارزوی موفقیت می کنیم.
یاری اندر کس نمیبینم یاران را چه شد دوستی کی اخر امد دوستداران را چه شد؟
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار اويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن 
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
عشق يعنی زندگی تا زير صفر
عشق يعنی سوختن يا ساختن
عشق يعنی زندگی را باختن
عاشقی بايد که آنرا درک کرد
اين زبان از گويش عشق عاجز است


جفا و سایه ی او بر سرم نیست
مرا گر دولت عالم ببخشند
برابر با نگاه مادرم نیست

...يکي براي بوسيدنت..... بعد همه را خاموش
کردم براي در اغوش کشيدنت
عشق خيس شدن دو دلدار در زير باران نيست.
عشق اينست كه من چترم را روي دلدار بگيرم و او نبيند ..........
و هرگز نداند كه چرا در زير باران خيس نشد

یادم باشد........
يادم باشد حرفي نزنم كه به كسی بربخورد نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را يادم باشد كه روز و روزگار خوش است و تنها دل ما دل نيست يادم باشد جواب كين را با كمتر از مهر و جواب دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم يادم باشد در برابر فريادها سكوت كنم و براي سياهي ها نور بپاشم يادم باشد از چشمه درس خروش بگيرم و از آسمان درس پاك زيستن يادم باشد سنگ خيلي تنهاست ... يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام ..... نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان يادم باشد زندگي را دوست دارم 

سکوت را می پذیرم
اگر بدانم روزی با تو ســــخن خواهم گفت 
تیره بختی را می پذیرم 
اگر بدانم روزی چشمان تو را خواهم سرود 
مـــرگ را می پذیرم 
اگر بدانم روزی تـــــــو خواهی فهمید کـه 
دوستت دارم

.......................................
من از بیگانگان هرگز ننالم
که هر چه کرد با من آن آشنا کرد


بیا برای پرستو ز مهر دانه بپاشیم
بیا پناه کبوتر طیبی چلچله باشیم
بیا که درد عطش را ز چشم غنچه بشوییم
برای موج پریشان ز عشق قصه بگوییم
بیا که دعوت گل را به باغ دل بپذیریم
بیا ز هجرت مرغان خسته در س بگیریم
بیا ز دفتر پروانه شعر شمع بخوانیم
بیا به خاطر گل ها همیشه تاتزه بمانیم
بیا که کشتی دل را به موج مهر سپاریم
بروی دفتر دل ها رز امید بکاریم
بیا زلال بمانیم مثل برکه و باران
و حرمتی بگذاریم به صداقت یاران
برای غربت گنجشک آشیانه بسازیم
بیا سپیده که آمد صدا کنیم خدا را
و تا افق برسانیم دست سبز دعا را


يكبار خواب ديدن تو به تمام عمر مي ارزد
اصلا نگو كه روياي دور از دسترس خوش نيست قبول ندارم
گرچه به ظاهر جسم خسته است
ولي دل دريايي ست
تاب و توانش بيش از اين هاست
دوستت دارم و تاوان آن هر چه باشد باشد
دوستت خواهم داشت بيشتر از ديروز
باكي ندارم از هيچ كس و هر كس كه تو را دارد...
..........................................

ای دل تنها چیه چشم انتظاری
آه یک لحظه یک دم آروم نداری
مثل زمستون تو حسرت بهاری
باز عشقت خیمه زد رو خونم
باز یادت آتیش زد به آشیونم
باز بی تو باید تنها بمونم
بیا سکوت لبهات هنوز حرمت خونست
پرنده دل من هنوز بی آشیونست
بیا پر از امیده هنوز این دل خسته
هنوز به پای چشمات به پای عشقت نشسته
..........................................................
در انتظار مرگم خدایااااااااااااا

شهر چشم تو رو داشتن یه غروبه پرستاره س ![]()
خواستن دستای گرمت مث ماجرا می مونه ![]()
برق الماسای چشمت مث کیمیا می مونه ![]()
اگه تو قسمت من شی می زنم یه رنگ تازه ![]()
اسم من کنار اسمت قصر خوشبختی می سازه ![]()
تو رو هرکی داشته باشه می ره تا قله خورشید ![]()
باتو می شه غصه ها رو به زلال چشمه بخشید ![]()
زیر چتر لمس دستات می شه تا خدا رها شد ![]()
می شه رفت تا اسمونا شاید اون بالا خدا شد ![]()
....................................................................................................................................

اجازه هست عشق تورو تو کوچه ها داد بزنم
رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم ![]()
اجازه هست مردم شهر. قصه ی مارو بدونن ![]()
اسم منو. عشق تورو. توی کتابا بخون ![]()
اجازه هست که قلبمو برات چراغونی کنم ![]()
پیش نگاه عاشقت چشمامو قربونی کنم ![]()
اجازه می دی تا ابد سر بذارم رو شونه هات ![]()
روزی هزار و صد دفه.بگم که می میرم برات ![]()
اجازه می دی که بگم حرفه تزانه هام تویی ![]()
دلیل زنده بودنم درد بهانه هام تویی ![]()
******************************************************

خزان عمرم رسید نوبهار که هستی
می خوام برم دوردورا دلم طاقت نداره
دست غم تو داره روزامو میشماره





در راه وفا که بود دل رهبر ما
مردیمو نگشت بخت ما یاور ما
درد عشقی کشیده ام که مپرس
زجر هجری چشیده ام که مپرس
گشته ام در جهان و اخر کار
دلبری برگزیده ام که مپرس
نمي خواهم به جز من دوست دار ديگري باشي
نمي خواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي
نمي خواهم صفاي خنده ات ر
نمي خواهم به جز من دوست دار ديگري باشي
نمي خواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي
نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري بيند
نمي خواهم كسي نامش،بر لبهاي تو بنشيند
نمي خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستي
نمي خواهم كسي يارت شود در راه اين هستي .ا ديگري بيند
نمي خواهم كسي نامش،بر لبهاي تو بنشيند
نمي خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستي
نمي خواهم كسي يارت شود در راه اين هستي .

توبه كردم كه اگر بوسه دهي
توبه كردم كه دگر باره از اين خطاها نكنم
چو لبت برخواست از روي لبم
توبه كردم كه دگر توبه ي بي جا نكنم
براي تو که تنهايي هايم پر از ياد توست .....
براي تو که قلبم منزلگه عشق توست .....
براي تويي که احساسم از آن وجود نازنين توست.....
براي تويي که تمام هستي ام در وجود تو غرق شده.....
براي تويي که چشمانم هميشه به راه تو دوخته است .....
براي تويي که مرا مجذوب قلب نازنين و احساس پاک خود کردي...
براي تويي که وجود بي ارزشم را محو وجود نازنين خود کردي....
براي تويي که هر لحظه دوري ات برايم مثل يک قرن است ....
براي تويي که سکوتت سخت ترين شکنجه من است ....
براي تويي که قلبت پاک است ....
براي تويي که در عشق قلبت چه بي باک است .... و
براي تويي که وجودت معناي بودنم است
تقديم به سنگ صبورم...
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق
يعنی شب نخفتن تا سحرعشق
يعنی سجده ها با چشم ترعشق
يعنی سر به دار آويختنعشق
يعنی اشک حسرت ريختنعشق
يعنی در جهان رسوا شدنعشق
يعنی مست و بی پروا شدنعشق
يعنی سوختن يا ساختنعشق
يعنی زندگی را باختن
***********************
عشق
يعنی انتظار و انتظارعشق
يعنی هرچه بينی عکس يارعشق
يعنی ديده بر در دوختنعشق
يعنی در فراقش سوختنعشق
يعنی شعله بر خرمن زدنعشق
يعنی رسم دل بر هم زدنعشق يعنی لحظه های التهاب
عشق
يعنی لحظه های ناب نابعشق
يعنی با پرستو پر زدنعشق
يعنی آب بر آذر زدن
**************************
عشق
يعنی سوز نی ، آه شبانعشق
يعنی معنی رنگين کمانعشق
يعنی شاعری دل سوختهعشق يعنی آتشی افروخته
عشق
يعنی با گلی گفتن سخنعشق
يعنی خون لاله بر چمنعشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق
يعنی يک تيمّم، يک نمازعشق يعنی عالمی راز و نياز
************************
****عشق يعنی چون محمد پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود
عشق ،
آمدنی بود نه آموختنی

هر نفس بی تردید تورو باید پرسید
با تو میشه خندید به طلسم تقدیر
با تو میشه بخشید روزگار دلگیر

خواستم اسمتو بذارم گل ترسيدم پژمرده بشي ...
ميخواستم بذارم خورشيد ترسيدم غروب كني ...
به خاطر همين اسمتو گذاشتم جونم تا اگر خدايي نكرده رفتي منم برم ...
مقدس ترین کلمه ...... خدا 
زیبا ترین کلمه ...... عشق 
پر احساس ترین کلمه .... محبت 
پر معنی ترین کلمه ...... نگاه 
عالی ترین کلمه ...... دوستی 
تلخ ترین کلمه ...... جدایی 
دردناک ترین کلمه ..... خیانت 
بد ترین کلمه ..... تمسخر 
عاشقانه ترین کلمه ...... تو 

همه قشنگی ها توی چشاته
همه مهربونی ها توی نگاته
می دونم تو عاشقی مثل همیشه
من می گم بدون تو دیگه نمیشه
هرچی عاشقانه هست روی لباته
همه ترانه هام توی صداته
سر من همیشه روی شونه هاته
من میگم حس خدایی تو صداته
هر چی که ناز داری تو توی چشاته
هر چی مهربونیه توی نگاته
مثل هفت تا اسمون خیلی تو پاکی
من می گم دوست دارم تو از خداته


یه شبم اشکامو من تو دامن اون بریزم
دل من به این خوشه که یاری مثل اون داره
سر حرفش میمونه این دیوونه تا جون داره


امشبم میون این خاطره های سردم دنبال اون حادثه ای میگردم
که نفهمیدمو کی کجا تورو ازم گرفت دست جدا شد و نگاهتو گم کردم








امشب 3 تا شمع روشن ميكنم : اولي براي ديدنت ... دومي براي بوئيدنت ... سومي براي بوسيدنت ...
در اخر همه رو خاموش كردم براي در اغوش گرفتنت ...
اگر يك وقت ديدي توي اتاقي تاريك گير كردي . در و ديوار خونيه و هر طرف كه ميري ميخوري
به ديوار نترس چون تو تو قلب مني ...
بوسه مگر چیست فشار دو لب
این که گنه نیست چه روز و چه شب
: انسان با سه بوسه تکميل مي شود
1- بوسه مادر که با آن با يه عرصه خاکي مي گذاري
2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني
3- بوسه خاک که با ان با به عرصه ابديت مي گذاري
توبه كردم كه اگر بوسه دهي
توبه كردم كه دگر باره از اين خطاها نكنم
چو لبت برخواست از روي لبم
توبه كردم كه دگر توبه ي بي جا نكنم
اگر يك خر بوست كنه بهتر از اينه كه يك بوس خرت كنه
نا بینا به ماه گفت: دوستت دارم.....ماه گفت : چه جوری تو که نمیبینی؟
نابینا گفت : چون نمی بینمت دوستت دارم....ماه گفت: چرا؟
نا بینا گفت: اگر می دیدمت عاشق زیباییت میشدم ولی حال عاشق خودت هستم ...
میگفت آنقدر دوستت دارم که اگر بگی بمیر می میرم ...
فقط یک بار امتحان کردم گفتم بمير ... سالهاست که در تنهایی پژمرده ام ... کاش هیچ وقت
امتحانش نمی کردم ...
دختري از دوست پسرش پرسيد : من خوشگل هستم يا نه ؟ پسر گفت : نه !! گفت دوستم
داري يا نه ؟ پسر گفت : نوچ !! گفت : اگه بميرم برام گريه ميکني؟ پسر گفت : اصلا !!
دختره چشماش پر از اشک شد و ديگه هيچي نگفت !! پسره بغلش کرد وگفت : تو خوشگل
نيستي بلكه زيبا ترين هستي ... تورودوست ندارم بلكه من عاشق تو هستم ... اگه تو بميري
برات گريه نميکنم چون من هم ميميرم ...
خواستم اسمتو بذارم گل ترسيدم پژمرده بشي ...
ميخواستم بذارم خورشيد ترسيدم غروب كني ...
به خاطر همين اسمتو گذاشتم جونم تا اگر خدايي نكرده رفتي منم برم ...
همیشه توي مدرسه بهم یاد داده بودن 1 سال = 12 ماه ... 1ماه = 4 هفته ... 1 هفته =
7 روز ... 1 روز= 24 ساعته ... 1ساعت = 60 دقیقه است ولی کسی بهم نگفت یه لحظه بی
تو بودن یعنی یه عمر ...
عاشقشم دیوونشم از صبح تا شب دم خونشم

من و تو
فقط خودمون دو تا
کنار دریا
آروم ، تو بغل هم
هیچ کس نباشه
هیچ صدایی
هیچ نگاهی
من باشم و تو و صدای امواج آب
کاش می شد برای ۱ ساعتم که شده بریم شمال
کنار دریا
بدون استرس و دغدغه ای
با هم باشیم و خلوت کنیم
آرزوی خیلی بزرگیه
ولی خوب منم دلم به این آرزو ها خوشه
ای کاش...
حالا ديگر ، گريه هايم به جاي آنكه نگاهم را شفاف كنند و دلم را صاف ،
آسمان را هم تيره وخط خطي مي كنند تا من راه نگاه اين آخرين ستاره را هم گم كنم
آسمان هم كه بدون ماه و خورشيد و ستاره ديگرآسمان نيست
همين سقف كوتاه و سياهي است كه از همه جايش آب چكه مي كند
و آنقدر كوتاه است كه ديگر حتي نمي توانم دستهايم را به اندازه دعا كردن بلند كنم
آنقدر باران مي آيد كه من مطمئنم اگر امشب مي خواستي بيايي
تا حالا پشيمان شدي ،لااقل باران بهانه غمگين و قشنگي است براي نيامدن امشب
بهانه ات را باور ميكنم ؛
مجبورم ! اما باور كن نمي توانم باور كنم كه من تمام روزهاي آفتابي را هم
بيهوده زيرچتر سنگين انتظار تو نفس كشيده ام
مگر نه اينكه حقيقت همين احساس خالص عشق من و تو به باران بود ؟
مگر نه اينكه من و تو عاشق باران بوديم ؟

يادم هست ؛
وقتي باران مي باريد بهانه مي كردم باران را و بيرون مي زدم ؛
از همه دور مي شدم ، تنهايي ، خيابانهاي خيس و خلوت را مي پيمودم ؛
و باران ، جاي پاهاي خاكي من را پاك مي كرد ؛ تا هيچكس نتواند دنبال من بيايد
و من ،بدون رد پايي حتي ،هميشه درست ترين را ه را مي رفتم ؛
و با خودم در خودم به مقصد مي رسيدم
حالا نمي دانم چه اتفاقي براي آفتاب و آب ، آسمان وباران ، نگاهها و
ستاره ها افتاده است ،كه همين باران كه قشنگ ترين بهانه تنها بودن من
وتو بود حالا غمگين ترين بهانه نيامدن تو شده است
باران كه باران است هنوز ،
تو كه همان مهربان خوب آرامش خستگي هاي من هستي
كه هواي نفسهايت هنوز هم
ياد بهار را حتي در شبهاي بي تاب و تب من بيدار نگاه داشته است
پس حتما ً ديگرمن ، سهمي در خيال تو ندارم
از اومدنت نمی دونی چقدر شاد میشم باور کن نازنینم



بیا بنویسیم روی خاک رودرخت رو پر پرنده رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ روی آب توی دفتر موج رو دریا
بیا بنویسیم که خدا ته فلب آییه ست
مث شور فریاد یا نفس تو حصار سینه ست
با همیشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست
اوج هر صدای عاشقه که شکستنی نیست
با صدام میام همه جا تو رو می نویسم
رو آیینه ی گریه هام گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدام نبض عشق زیر پوست خاکه
توی خواب خاک ریشه ها موسم شکفتن
هم صدای من می خونن وقت از تو گفتن
چشم بسته مو تو بیا به سپیده وا کن
با ترانه نفسات باغچه رو صدا کن
با ترانه نفسات من ترانه می گم
اسم تو مث یه غزل عاشقانه می گم
بیا که دیگه وقتشه وقت برگشتنه
بوی پیرهنت که بیاد لحظه دیدنه

نگاه کن که غم
درون دیده ام
چگونه
قطره قطره
آب می شود
چگونه سایه
سیاه سر کشم
اسیر
دست
آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستی ام
خراب می شود
شرا ره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام می کشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب می شود
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم


همه اش تقصیر سر نوشت است و بس...!
به با تو بودن عادت کرده بودم گاه و بیگاه به خوبی هایت
به مهربانی هایت خو گرفته بودم
اما تو از رفتن و جدایی می گویی
و من پر از هراس و دلهره... می خواهی بروی؟!
باید جلوی ساعت و زمان را بگیرم
اما نه نمی توانم دستم به ساعت زمان نمی رسد
به ماه گفتم
: تو می خواهی از پیشم برویما زیر گوشم آهسته نجوا کرد لحظه دیدار نزدیک است
...دوباره گفتم
پس غم دوریش را چه کنم؟
ماه گفت
: با غمش بساز...همه اش تقصیر سرنوشت است و بس...!

یک نفر باغ گل یاس مرا آتش زد
بعد از آن گفت برو
پیچک ساده احساس مرا آتش زد
بعد از آن گفت برو
عشق من سوخته است
من فقط محض رضای لب تو می خندم
بطن من دشت شقایق شده است
تو ولی گریه نکن تو همه سبز بخند
ساقه سوخته یاس مرا
پیچک ساده احساس مرا
همه را مسخره کن
و بخند
می روم
...می روم سوخته های دل خود دفن کنم
شعله افروخته های دل خود دفن کنم
می روم
...می روم از نگه و از نفست دور شوم
می روم دست به دامان دل گور شوم
از من امروز فقط خاطره ای مانده به جا
و غروری که کف کفش سیاهت له شد
گله ای نیست ولی
از در بازحیاط نگهت می گذرم
از خیابان بلند گنهت می گذرم
می روم
پشت سرم آب نپاش
قطره ای اشک نریز
محض تو از نظرت می گذرم
بلکه خرسند شوی
زیر لب زخم به دل زمزمه ام
سرزمینم دل توست
نفست نبض من است
آخر این عشق به انجام قشنگی نرسید
به خدا می سپرم عشق و تو را
جان من گریه نکن
تو فقط سبز بخند
تو فقط سبز بخند
روزها از پی هم می گذرند
و من
در انتظار تو وآمدنت
چون خوشه ای خشکیده بر درختم ، در حیرتم
در حیرتم که چگونه قلبهای سنگی می توانند
قلبی را در انتظار خود نگه دارند
آیا می دانند که شقایقها داغدارند
تداعی روزهای خوب تداعی روزهای با هم بودن
همه سراب بود
آری، همه بلند پروازی بود و ما پر پروازی نداشتیم
بالین او غرقابه یاسهاست
و من در انتهای آواز خاکستری
در انتظار سفری سبز می مانم

غروب
لبریز از بهانه های شاعرانه
حنجره ای غرق بغض
از باران ترانه
با من بگو
به کدام زبان آفرینش بگویم
که تمام دارایی منی
و اکنون
در تکراری ترین هق هق جدایی از تو
که تمام فصلها
به یک اتفاق ختم شده اند؛
با من بگو
چگونه در بی شکیب رسیدن به تو
می توان نگریست!

نمي خواهم به جز من دوست دار ديگري باشي
نمي خواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي
نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري بيند
نمي خواهم كسي نامش،بر لبهاي تو بنشيند
نمي خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستي
نمي خواهم كسي يارت شود در راه اين هستي .
نمی گویی.........
نمي گويي ولي از چشم گوياي تو مي خوانم
نمي خواهي شوم اگه ولي راز تو مي دانم
تو ديگر نيستي آرام جان بي قرار من
نمي سوزد دلت را زره اي ديگر شرار من
نمي خوانم ز چشمانت دگر آن شور و مستي ر
ا نمي خواند لبت در گوش من افسون هستي را
چرا ديگر نمي ريزي به پاس الفت ديرين
به ميناي لبان من شراب بوسه ي شيرين
نمي تابي دگر چون شمع روشن بر شب تارم
نمي بيني ،نمي داني،من ديوانه بيدارم
نوايم بر نمي خيزد ، بسان چنگ خاموشم
گلي پژمرده برستاخم چو از خاطر فراموشم
بگو با من اگر ياد آورم آن آشنايي را
چنان باور كنم اي نازنين من جدايي را .....

اگر یکی رو دیدی که وقتی داری می خندی بر می گرده و نگات می کنه بدون واسش
قشنگی

گفتي عاشقمي . گفتم دوستت دارم .
گفتي اگه يه روز نبينمت مي ميرم . گفتم من فقط ناراحت ميشم .
گفتي من به جز تو به كسي فكر نمي كنم . گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم .
گفتي تا ابد تو قلب مني . گفتم فعلا تو قلبم جا داري .
گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم . گفتم اگه تو بري با يكي ديگه من فقط دلم مي خواد طرفو خفه كنم
گفتي ......... گفتم ............
حالا فكر كردي فرق ما ايناست ?
فرق ما اينه كه تو دروغ مي گفتي ? من راستشو مي گفتم !

عشق یعنی
عاشقي يعني
ساعت ها ايستادند زير برف و بارون و آفتاب براي ديدن معشوق
عاشقي يعني
ماه ها مست ديدار بودن
عاشقي يعني
خريدن يه لحظه ناز نگاه معشوق
عاشقي يعني
يه نامه براي معشوق كه تو دل سياه شب از سپيدي فردا ميگه
عاشقي يعني
بو كشيدن دست خط معشوق
عاشقي يعني
گريه كردن...گريه كردن...گريه كردن
عاشقي يعني
بارها خواب معشوق رو ديدن
عاشقي يعني
هر كجا به ياد معشوق بودن
عاشقي يعني
غرق لذت شدن حتي از صداي نفس هاي معشوق
عاشقي يعني
با ديدن معشوق ضربان قلبت بره رو هزار
عاشقي يعني
من ( حاضرم ) نباشم تا تو باشی
عاشقي يعني
وصال ، وصال دو روح نه دو جسم
عاشقي يعني
مال من نباش ، اما باش و زندگي کن


غمو غصش قد یه دنیا میشه
میره یه گوشه ی پنهون میشینه
اونجا رو مثل یه زندون میبینه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه



عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی هر چه بینی عکس یار




تو فکر یک سقفم یک سقف بی روزن
سقفی که پا بر جاست محکم تر از اهن
سقفی که تن پوش هراس ما باشه
تو سردی شبها لباس ما بهشه
سقفی اندازه ی قلب منو تو
واسه لمس تپش دلواپسی
برای شرم لطیف اینه ها
واسه پیچیدن بوی اطلسی
تو فکر یک سقفم یک سقف رویایی
سقفی برای ما حتی مقوایی
تو فکر یک سقفم یک سقف بی روزن
سقفی برای عشق
برای تو با من



به گل گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."
به پروانه گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من زيبا تر است..."
به شمع گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."
به عشق گفتم: "آخر تو چيستی؟" گفت: "نگاهی بيش نيستم





اگه یه روزی اومد که دیدی هزار نفر دوست دارن ، بدون یکیشون منم............
اگه یه روزی اومد که دیدی صـــد نفر دوست دارن ، بدون یکیشون منم............
اگه یه روزی اومد که دیدی ده نفــــر دوست دارن ، بدون یکیشون منم............

اولین غم من آخرین نگاه تو
بود

برای اینکه جاش امن باشه......
اون رو تو قلبم قایم کردم ......
اما نمی دونستم که یه روز برای اینکه اون رو پس بگیری......
قلبم رو می شکنی......

اگر ميخواي بدوني که چقدر منو دوست داري ، وقتي بارون مياد دستتو دراز کن و هر چقدرکه تونستي از قطره هاي بارون جمع کني به همون اندازه به من علاقه داري ، اما اگر خواستي بدوني که من چقدر دوستت دارم دونه هاي باروني که نتونستي بگيري رو بشمار ، بدون به همون اندازه من دوستت دارم ....













من میگم بهم نگاه کن تو میگی که جون فدا کن
من میگم چشات قشنگه تو میگی دنیا دورنگه
من میگم چقدر تو ماهی تو میگی اول راهی
من میگم بمون همیشه تو میگی ببین نمیشه
من میگم خیلی غریبم تو میگی نده فریبم
من میگم خواب تو دیدم تو میگی دیگه بریدم
من میگم هدف به ساله تو ولی میگی مهاله
من میگم یه عمره سوختم تو میگی قلبمو دوختم
من میگم چشما تو وا کن تو میگی منو رها کن
دوست دا م که من مجرمترین انسان این دنیا باشم... 
























ما که رفتيم ولي يادت باشه ديوونه بوديم
دوست جدا و بیگانه جدا میشکند
بیگانه گر شکند حرفی نیست
از دوست بپرسید که چرا میشکند
